محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
505
خلاصة الحكمة ( فارسى )
يبوست ، احداث خشونتى « 1 » و درشتى نمايند . و يا به سبب ماليدن اضمده و اطليهء يابسهء مخشّنهء محلّلهء رطوبات ، خلل « 2 » و فرج اعضاء كه باعث استواء [ و ] ملاست سطح عضو است به تحليل روند و اعضاء را خشن گردانند كه اجزاء آن متساوى نباشند ، بلكه پست و بلند گردند . و گاه مىباشد از داخل ؛ مانند : ريختن مادّهء حادّ جالى نافذى كه نفوذ نمايد در سطح عضو و رطوبات لزجهء داخل آن را كه باعث استواء و نرمى سطح آن بود ، قطع و دفع نمايد و باعث عدم استواء [ و ] خشونت آن گردد . و يا به انصباب خلط بارد قابضى مانند سوداء در كمال عفوصت و يا دواى قابض عفصى باشد كه خورده شود ، باعث قبض و جمع و انعصار و دفع آن رطوبات گردد و موجب خشونت شود . اسباب ملاست بدان كه اسبابى كه باعث استواء و ملاست و نرمى و ملايمت سطح « 3 » عضو مىگردند : گاه مىباشند « 4 » از خارج بدن ؛ مانند ماليدن موم روغنها بر بدن و روغنهاى مرخيه [ كه ] مزيلهء تكاثف و يبس صفحهء اعضاء گردد و مستوى و نرم سازد سطح آن را . و گاه از داخل مىباشد ؛ مانند انصباب خلط بلغمى لزجى و يا خوردن العبه و اشياء مغريه كه در خلل و فُرَج سطح اعضاء ملتصق [ شود ] كه انخفاض و ارتفاعِ باعث خشونت آن را زايل سازند و باعث ملاست و نرمى شوند . اسباب زيادى مقدار و عدد بدان كه اسباب زيادتى مقدار و عدد : [ 1 - ] كثرت و زيادتى مادّهء است ؛ خواه مادّه جيد نيكو باشد و خواه ردى فاسد [ كه ] . اگر جيد [ و ] نيكوست : زيادتى مقدار و عدد حاصل از آن ، طبيعى [ و ] مقتضى طبيعت نوع و شخص
--> ( 1 ) . ب : خشونت . ( 2 ) . الف : خللى . ( 3 ) . الف : ملايمت را سطح . ( 4 ) . ب : مىباشد .